تاریخ تهران,  روایت تخریب

روایت‌های تخریب

در ماههای گذشته (زمستان ۱۳۹۶) همکاری فضای مجازی و جامعه متخصص منجر به جلوگیری از تخریب بناها و عرصه‌هایی شد که متعلق به تاریخ معماری و اجتماعی معاصر ایران بود.

خانه نیما،کافه نادری،ویلانمازی  ، ویلای میدان الف از جمله این نجات یافتگان هستند. این موفقیت اگرچه چشم گیر است و نشانه‌های خوبی از بهبود آگاهی افکار عمومی نسبت به حق مطالبه‌گری دارد؛ اما توقف فعالیت نجات بخشی پس از جلوگیری از عمل تخریب، در لایه‌های زیرینِ ولع تخریب و ساخت و ساز، سازو کار دیگری در مقابل این نجات شکل می‌دهد. این ساز و کار در وهله اول موجب ایجاد “شهروند مقابل شهروند” خود را می نمایاند. آنجا که هر صاحب خانه قدیمی‌ای از هراس ضرر اقتصادی در جامعه ای که امنیت اقتصادی در حوزه اشتغال وجود ندارد و زمین همچنان سرمایه پایدار است در نقش آژان وارد شده و نسبت به هر عابری که به بدنه بنا توجه می کند واکنش نشان می دهد.با توجه به اینکه در حال حاضر هیچ ارگان و سازمانی حامی علاقه مندان و دغدغه‌مندان شهر نیست؛ شدت برخوردهای فردی در دراز مدت بر توان اجرایی دغدغه‌مندان امر مستندسازی تاثیر می گزارد و در پی آن امر مستندسازی دچار آسیب می شود.

خطر بعدی رواج پنهانکاری است. تخریبهای شبانه، تخریبهای داخلی نظیر آنچه در ملک سپهبدامیراحمدی شاهد بودیم و تخریبها و ساخت و سازهای غیر قانونی بسیاری که به رسانه نمی رسند همه زنگ خطرهایی هستند که ضرورت آسیب‌شناسی و اندیشیدن به فرایند نجات‌بخشی را تقویت می کند. در خصوص ملک سپهبدامیراحمدی لازم به ذکر است که سه ماه قبل از تخریب، یکی از مشاوران تهیه طرح ارتقای جداره محور حافظ ، با پیشنهاد باززنده سازی و تغییر کاربری بنا به شکل کارگاهی برای زنان بی سرپرست یا بد سرپرست اقدام به جلب توجه مالک وقت، کمیته امداد نمود که راه به جایی نبرد. این سوال که آیا این پیشنهاد در تسریع تخریب موثر بوده است یا خیر نیز از پرسش هایی ست که همچنان مغفول مانده.
همینک پرونده دیگری در راه است. خانه ای که در فضای مجازی به اثر داوید اوشانا معمار معاصر آشوری تبار ایران نسبت داده شده است در آستانه تخریب است.:آخرین بازدید گروه تهران پلاک به پلاک از این بنا مربوط به سال ۱۳۹۲ بود. اگر چه از ظاهر بنا پیدا بود که دیر زمانی است که رسیدگی های لازم به آن اتفاق نیفتاده است اما شکل حجمی آن، نوع استفاده از مصالح و همنشینی زیبایشان با استفاده از جزییات ساختمانی اندیشیده شده، جلب توجه کننده بود. در بنا زندگی جریان داشت اما از تفاوت شیوه سکونت و شرایط بناپیدا بود که صاحب اصلی بنا نیستند.
هم اکنون علاوه بر خبر تخریب بنا که گروه به گروه می گردد، به پیوست نقل قولی از مالک هم وجود دارد:” من شنيدم كه صاحب ملک گفته اگه بخوان ثبتش كنند، آب رو باز ميكنه رو سقفش كه ساختمون خودش ريزش كنه”
در مقایسه با تصویر ثبت شده سال ۹۲ و تصویر فعلی شاهد تخریب بخشی از بنا هستیم. دغدغه‌مندان امر نجات‌بخشی در تلاش جلوگیری از تخریب هستند و این تلاش باید در تداوم و حمایت باشد. اما ایستگاه پیایانی نجات بخشی نیازمند چاره جویی جدی تری است.

 

این یادداشت نخستین بار در کانال تلگرامی تهران پلاک به پلاک در اسفند ۹۶ منتشر شده است.

موزه معماری معاصر

گفتگو با داوید اوشانا مربوط به سال ۱۳۸۳

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *