روایتی از یک تجربه میانرشتهای؛ از کشاورزی شهری تا احیای چرخه زندگی محله
اینوتکس برای بسیاری از مخاطبان، رویدادی شناختهشده در حوزه استارتاپها، کسبوکار و نوآوری است؛ اما حضور تجربهای از جنس معماری، شهر و مطالعات شهری در چنین بستری، فرصتی است برای ایجاد یک گفتوگوی میانرشتهای.
روایت بام سبز، روایت یک تجربه میانرشتهای و آزمودهشده از توانمندسازی اهالی بر پایه کشاورزی شهری است؛ تجربهای که از مشارکت اهالی برای کسبوکار اجتماعی، احیای چرخه اقتصادی زندگی و ایجاد ارزش افزوده فضایی در خانههایی میگوید که عموماً بهعنوان مسئله مطرح میشوند، اما میتوانند بخشی از راهحل ارتقای کیفیت زیست باشند.
بام سبز سیروس حدود هشت سال پیش در محله سیروس تهران آغاز شد؛ تجربهای که از کشاورزی شهری شروع کرد، اما بهتدریج به چیزی فراتر از تولید و فروش محصول تبدیل شد: تلاشی برای شکل دادن به یک چرخه محلی که در آن مردم، تولید، کسبوکار، آموزش، مشارکت اجتماعی و ظرفیتهای فضایی محله به یکدیگر متصل میشوند.
این تجربه امروز در اینوتکس ۲۰۲۶ فرصتی برای معرفی پیدا کرده است؛ فرصتی برای آنکه تجربهای که در یک محله تاریخی تهران آزموده شده، در گفتوگویی گستردهتر با حوزه نوآوری و کسبوکار قرار گیرد.
.jpg)
همهچیز از سیروس شروع شد
سیروس یکی از محلههای پنجگانه حصار صفوی در تهران است؛ محلهای که در طول سالهای گذشته، تحت تأثیر سیاستهای مدیریتی، تخریب و فشار برای نوسازی و ساختوساز، آسیبهای جدی دیده است.
این محله از ابتدا نیز نسبت به بسیاری از محلههای تاریخی تهران از بنیانهای اجتماعی و اقتصادی ضعیفتری برخوردار بود و همین مسئله باعث شد در بسیاری از دورهها توجه و ارزش کمتری به آن اختصاص پیدا کند.
اما در دل همین شرایط، جریانهایی شکل گرفتهاند که تلاش میکنند محله را از درون دوباره زنده کنند؛ جریانی که زنان، کودکان و نوجوانان و اهالی علاقهمند، بخشی از نیروی آن هستند.
بام سبز در همین بستر شکل گرفت؛ نه بهعنوان یک پروژه منفرد، بلکه بهعنوان فرصتی برای آزمودن این پرسش که آیا میتوان از ظرفیتهای موجود محله برای ساختن یک چرخه پایدار اجتماعی و اقتصادی استفاده کرد؟
کشاورزی شهری؛ از یک ایده تا یک تجربه قابل تداوم
کشاورزی شهری در ایران موضوع تازهای نیست. بیش از یک دهه است که درباره امکان استفاده از فضاهای شهری برای تولید، آموزش و پرورش گیاهان صحبت میشود و نمونههایی نیز در مقیاسهای مختلف شکل گرفتهاند.
در برخی پارکها، باغچهها و فضاهای کوچک برای کشت ایجاد شده و در مجموعههایی مانند شهربانو یا شهردخت نیز فضاهایی برای آموزش کاشت و پرورش گیاهان در نظر گرفته شده است. اما بخشی از این تجربهها، در نبود یک چرخه اجتماعی و اقتصادی پایدار، به فضاهایی کماستفاده یا رهاشده تبدیل شدهاند.
تفاوت بام سبز سیروس در همین نقطه اهمیت پیدا میکند.
در اینجا کشاورزی شهری صرفاً هدف نهایی نیست؛ ابزاری برای ایجاد مشارکت، یادگیری، تولید، کارآفرینی و تقویت اقتصاد محلی است. تولید و فروش محصول آغاز ماجراست؛ مسئله اصلی، شکلگیری ارتباط میان فعالیتهای مختلف و ایجاد احساس تعلق نسبت به آنهاست. مشارکت گرفتن از افراد و پیوند دادن تولید با زندگی اجتماعی محله، زمینهای برای تداوم فعالیت ایجاد کرده است. اما از نظر نباید دور داشت که توسعه محله با یک پروژه به سرانجام نمیرسد؛ با تداوم و پایش فرآیند است که میتواند جان بگیرد.
وقتی فعالیتهای محلی به هم وصل میشوند
یکی از مهمترین ویژگیهای این تجربه، شبکهای است که در طول زمان میان گروههای مختلف شکل گرفته است: اهالی، زنان، کودکان و نوجوانان، مدیریت شهری، دانشگاه و متخصصان، و گروههایی که در حوزه میراث شهری و بافت تاریخی فعالیت میکنند.
هرکدام از این گروهها بخشی از این چرخه را شکل دادهاند.
قراردادن زمین مخروبه ای از املاک شهرداری توسط مدیریت شهری به مجموعه که منجر به شکل گیری؛ گلخانه و محل گردهمایی زنان محله شد. این فضا برای زنانی که به دلایل فرهنگی کمتر از فضاهای عمومی محله استفاده میکنند، امکان حضور و مشارکت متفاوتی فراهم کرد. از سوی دیگر، مشارکت دانشگاهیان و متخصصان، از جمله اعضای «شورای کودک»، امکان توجه بیشتر به آموزش و پرورش نسل آینده محله را فراهم کرده است؛ مشارکتی که با استقبال کودکان و خانوادهها نیز همراه بوده است. گروههای فعال در حوزه میراث و بافت تاریخی نیز تلاش کردهاند احیای بافت را نه فقط از طریق حفاظت کالبدی، بلکه با بازگرداندن زندگی به آن دنبال کنند.
در این میان، هر فعالیت به فعالیت دیگری متصل میشود:
شناسایی ظرفیتهای محلی → ایجاد ارتباط میان آنها → ساختن چرخهای میان مردم، تولید، کسبوکار و مشارکت اجتماعی.
وقتی خانههای محله هم وارد چرخه میشوند
یکی از وجوه مهم و کمتر دیدهشده این تجربه، ورود خانههای اهالی به این چرخه است.
گلدانها و گیاهان در خانههای مردم نگهداری و مراقبت میشوند. به این ترتیب، تولید و مشارکت دیگر محدود به یک گلخانه یا یک فضای مشخص نیست؛ بخشی از آن وارد خانههای محله میشود.
این اتفاق از منظر معماری و شهر نیز معنای مهمی دارد.
بخشی از خانههایی که در نگاه رایج، به دلیل فرسودگی یا وضعیت کالبدی، صرفاً بهعنوان «مسئله» دیده میشوند، در این فرآیند دوباره دارای ارزش افزوده می گردند. ظرفیت فضایی خانه میتواند به بخشی از چرخه تولید، مشارکت و زندگی اجتماعی تبدیل شود؛ یعنی به جای آنکه خانه صرفاً موضوع مداخله و نوسازی باشد، خود به بخشی از راهحل ارتقای کیفیت زیست و احیای محله تبدیل شود. این تغییر نگاه، شاید یکی از مهمترین درسهای تجربه سیروس باشد: اینکه در بازآفرینی محله، همیشه لازم نیست راهحل را در ساختن فضاهای جدید جستوجو کنیم؛ گاهی باید ظرفیتهایی را که از قبل وجود دارند دوباره دید و فعال کرد.

از یک پروژه به یک شبکه اجتماعی
بام سبز در طول این سالها تلاش کرده است از یک پروژه منفرد فراتر برود.
اگر هدف فقط تولید محصول بود، گلخانه میتوانست نقطه پایان باشد. اما آنچه اهمیت پیدا کرده، ایجاد یک شبکه از روابط است؛ شبکهای که در آن تولید، آموزش، مشارکت، کسبوکار اجتماعی و زندگی روزمره محله به یکدیگر متصل میشوند.از این منظر، بام سبز را نمیتوان صرفاً یک پروژه کشاورزی شهری یا یک فضای سبز دانست. این تجربه، نمونهای کوچک از این امکان است که چگونه میتوان از یک فعالیت مشخص، برای ساختن چرخهای گستردهتر در محله استفاده کرد؛ چرخهای که در آن اهالی نه مخاطب برنامه، بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری و ادامه آن هستند. این همان نقطهای است که مفاهیمی مانند «توانمندسازی اهالی»، «حمایت از کسبوکارهای خرد محلی» و «مشارکت جامعه محلی» از سطح برنامه و سند، به میدان تجربه منتقل میشوند.
بسیاری از طرحهای توسعه شهری، این مفاهیم را در اهداف و راهبردهای خود دارند؛ اما فاصله میان طرح و اجرا، جایی است که بسیاری از ایدهها متوقف میشوند. تجربه سیروس تلاشی است برای پر کردن بخشی از همین فاصله: تجربه کردن، آزمودن، دیدن نتیجه، شناخت مسئله، اصلاح مسیر و ادامه دادن.
سیروس؛ محلهای که هنوز برای زندگی تلاش میکند
سیروس همچنان با فشارهای ناشی از تخریب و توسعه مجدد مواجه است و بسیاری از جریانهای اجتماعی شکلگرفته در آن، هنوز آنگونه که باید دیده و به رسمیت شناخته نشدهاند. در چنین شرایطی، بام سبز را نمیتوان جدا از سرنوشت محله دید. این تجربه در کنار همه دستاوردهایش، یادآوری میکند که احیای محله صرفاً با تغییر کالبد اتفاق نمیافتد. اگر قرار است یک محله تاریخی دوباره زندگی کند، باید امکان شکلگیری اقتصاد محلی، حضور اجتماعی، مشارکت و احساس تعلق نیز در آن وجود داشته باشد.
اما این امکان، بدون توجه و حمایت، تضمینشده نیست.
آیا این تجربه میتواند به محلههای دیگر برود؟
پرسش اصلی امروز این نیست که آیا میتوان یک بام سبز دیگر ساخت.
پرسش این است که آیا میتوان منطق پشت این تجربه را در محلههای دیگر نیز آزمود؟
منطقی که بر پایه آن، ابتدا ظرفیتهای محلی شناسایی شوند؛ سپس میان مردم، فضا، تولید، آموزش و کسبوکار ارتباط ایجاد شود و در نهایت، چرخهای شکل بگیرد که بتواند مستقل از یک پروژه مقطعی به زندگی خود ادامه دهد. طبیعتاً هر محله شرایط اجتماعی، اقتصادی و فضایی متفاوتی دارد و نمیتوان نسخه سیروس را عیناً تکرار کرد. آنچه میتواند منتقل شود، روش نگاه کردن و فرآیند تجربه کردن است؛ اینکه چگونه میتوان از یک ظرفیت کوچک، نقطه شروعی برای ایجاد ارتباط میان نیروهای مختلف محله ساخت.
اینوتکس؛ جادهای برای عبور تجربهها
حضور بام سبز سیروس در اینوتکس ۲۰۲۶، از همین منظر اهمیت پیدا میکند.
اینوتکس بهانهای است برای معرفی تجربهای که در یک محله تاریخی تهران شکل گرفته؛ تجربهای که شاید در حوزه معماری و شهر کمتر شناخته شده باشد، اما میتواند موضوع گفتوگو با حوزه نوآوری، کسبوکار و کارآفرینی اجتماعی قرار گیرد. شاید یکی از ارزشهای چنین رویدادهایی همین باشد: ایجاد فرصتی برای آنکه تجربهها از محدوده تخصصی خود خارج شوند، با حوزههای دیگر گفتوگو کنند و مسیرهای تازهای برای ادامه پیدا کنند.
بروشور بام سبز؛ روایتی از یک شبکه محلهای
مخاطبان این بروشور تنها فعالان حوزه کسبوکار یا علاقهمندان به بافت تاریخی نیستند؛ بام سبز سیروس تلاش کرده است در این بروشور، شبکهای از ارتباطات، ظرفیتها و جریانهای مؤثر بر آینده محله را پیش روی مخاطبان قرار دهد.
در بروشور، ساختار، کارکرد و خروجی بام سبز، شبکه حامیان محله و نقشهای از لایههای مختلف ظرفیتهای سیروس ارائه شده است؛ از بستر تاریخی و پراکنش گلدانهای اهالی تا جریانهای توسعه پایدار، گردشگری و بستههای سرمایهگذاری بافت تاریخی.
این نقشه در کنار معرفی ظرفیتها، مسیرهای شکلگرفته برای تسهیلگری و پیشنهادهایی برای بهبود محله و جلب مشارکت را نیز نشان میدهد.
.jpg)
.jpg)
اینوتکس بهانهای است برای معرفی این تجربه؛ و یک دعوت صمیمانه برای حضور در سیروس و پیگیری سرنوشت این محله.
سیروس را بادی دید، تجربهاش را شنید و به این اندیشید چگونه میتوان با اتکا به ظرفیتهای خود محله، بخشی از چرخه زندگی، اقتصاد و مشارکت را دوباره به آن بازگرداند.
شاید این تجربه کوچک، بتواند آغاز گفتوگویی بزرگتر درباره آینده محلههای تاریخی تهران باشد.
بیشتر بخوانید:
💬 نظرات کاربران
📝 افزودن نظر جدید