خوانش نزدیک

احمد شاملو و تهران

۲۱ آذر ماه ۱۳۰۴ احمدشاملو در خانه یی واقع در خیابان صفی علیشاه در تهران به دنیا آمد.

محل تولد تا مقطع دبیرستان : احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد.دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (آیدا می‌گوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانواده‌اش رفته‌اند رشت و بعد دوباره آمده‌اند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کرده‌اند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران‌شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد.

دوران جوانی و زندان : در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود.ا تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب‌ها و یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیرشده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و  زندان قصر برده می‌شود.

خانه دوران جوانی : خیابان خردمند جنوبی خانه ی آجری برای آیدا و خانه ی سنگ سفید برای شاملو

منزل دوران زندگی مشترک با آیدا : به گفته ی آیدا قبل از سال ۶۷ و ۶۸ در گلستان هشتم در پاسداران زندگی می کردند و بعد از شلوغ شدن آن محل خانه ویلایی در شهرک دهکده در فردیس کرج را خریداری کردند.

محل دفن : سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ یکشنبه شب دوم مرداد ۱۳۷۹ در خانه خود در دهکده فردیس درگذشت. پیکر او در روز پنج‌شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده‌ها هزار نفر از علاقه‌مندان وی تشییع و در امامزاده طاهر کرج در نزدیکی مزار گلشیری، محمد مختاری و پوینده به خاک سپرده شد.

 

 

شهرنگاری شاملو در تهران

خیابان صفی علیشاه
فیروز بهرام
هنرستان صنعتی
خیابان خردمند جنوبی
کافه فردوسی شمرون نادری گوچینی
هتل مرمر

شاملو آیدا و تهران

می رفتیم کافه نادری و کافه شمرون سر منوچهری ,رستوران هتل مرمر هم زیاد قرار می گذاشتیم سر خیابان کاج هم می رفتیم گوچینی .شب ها با ماشین می رفتیم تهران گردی توی ماشین موسیقی گوش می دادیم و لذت می بردیم شب ها خیلی قدم می زدیم توی دربند .عاشق پیاده روی توی آن خیابان بودیم خیابان ولیعصر را هم خیلی دوست داشتیم صدای شر شر آب جوب و …تهران مثل حالا نبود . می شد با خیال راحت در این شهر زندگی کرد.این قدر سر و صدا نداشت . نه خیلی شلوغ بود نه خیلی خلوت .کوههای البرز همیشه برف داشت . احمد با دیدن برف هایش کیف می کرد از قطار توی راه آهن که پیاده می شدیم تا ته ولیعصر کوهها برق می زد مثل یک معجزه همیشه فکر می کردیم یه کم که بریم می رسیم به کوهها هی می رفتیم و نمی رسیدیم….

(برگرفته از خاطره ی آیدا در کتاب آمدیم خانه نبودید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *