مرور مختصری بر وضعیت ابنیه معاصر تهران در تابستان ۱۴۰۴
نگاهی به سالگرد ثبت پنج بنای ارزشمند معماری معاصر تهران، فرصتی است تا فراتر از آمارهای رسمی، کارآمدیِ نهاد «ثبت ملی» را به عنوان یک اهرم بازدارنده و ارزشافزوده مورد بازخوانی قرار دهیم. آیا ثبت یک اثر، صرفاً یک پلاکِ افتخاری است یا آغازگر مسیری برای حفاظت فعال؟

۱. دبستان گیو (ثبت ۲۱ تیر)
معرفی: این بنا توسط «ارباب رستم گیو» ساخته شده و از نمونههای شاخص سبک آرتدکو در تهران است. معماری این مدرسه با تلفیق ظریفِ تزئینات مدرن، ستونهای تزیینی و ورودی طاقدار، هویت کالبدی ویژهای به خود گرفته است.
وضعیت فعلی: اگرچه بنا همچنان کاربری آموزشی خود را حفظ کرده، اما پرسش اساسی اینجاست که ثبت ملی تاکنون چه امتیاز ملموس یا تسهیلات صیانتی ویژهای را برای این مرکز فراهم آورده است تا تداومِ شکوهِ معماری آن تضمین شود؟

۲. ساختمان صندوق نسوز کاوه (ثبت ۲1 تیر)
معرفی: این بنا متعلق به دهه بیست خورشیدی، در محدوده میدان امام خمینی (ره) واقع شده و پیرو سبک آرتدکو با گرایشهای بینالمللی است.
وضعیت فعلی: علیرغم پیرایش جدارههای بیرونی در دهه ۹۰، این ساختمان همچنان از فقدان مطالعات دقیقِ «بهرهبرداری» رنج میبرد. نبودِ یک طرحِ زنده برای استفاده از فضا، بنا را در وضعیتی معلق نگاه داشته است.

۳. دبیرستان مروی (ثبت ۲۲ تیر)
معرفی: یکی از ۱۲ مدرسه نوبنیاد تهران (۱۳۱۶-۱۳۲۱) که حاصل طراحی «رولان مارسل دوبرول» و همکارانش «آفتاندلیانس» و «بوداغیان» است.
وضعیت فعلی: وضعیت مروی، سندی بر ناکارآمدی نظارتهای پس از ثبت است. تخریب کتابخانه باارزشِ آینهکاریشده و ساخت یک بنای ناهمگون ۴ طبقه در محوطه، نشاندهنده آن است که ثبت ملی در غیابِ نظارت مستمر، نتوانسته مانع از مداخلاتِ مخرب شود. همچنین، عدم دسترسی عمومی، این اثر ملی را از حافظه شهروندان دور کرده است.

۴. دبستان خیام (با نام فعلی هنرستان راهیان قدس) (ثبت ۲۴ تیر)
معرفی: این مدرسه نیز از آثارِ ارزشمندِ همکاری دوبرول، آفتاندلیانس و بوداغیان است که با معماری دقیق و طراحی فضاهای آموزشی منحصر به فرد خود شناخته میشود.
وضعیت فعلی: خیام یک نمونهی دوگانه است؛ از سویی با راهاندازی «موزه مدرسه» و تجهیز به سلولهای خورشیدی(مشارکت هابیتات و شرکت بازآفرینی برای ارائه الگوی مصرف انرژی پاک)، گامی در مسیر پایداری برداشته، اما از سوی دیگر، ثبت ملی بنا نتوانسته است مانع از ساختوسازهای سنگین و پرفشار در «حریم» آن شود. این بنا امروز در محاصرهی کالبدی گرفتار شده که اصالت و منظر آن را به شدت تهدید میکند.

۵. خانه نیکنام (ثبت ۲۴ تیر)
معرفی: بنایی متعلق به دهه بیست با سبک آرتدکو که به دلیل ظرایف معماری و بهویژه حوضخانهی تمامکاشیاش، در میان خانههای تاریخی تهران میدرخشد.
وضعیت فعلی: این خانه هماکنون متروک مانده و معماری بنا به ویژه تزئینات بینظیر حوضخانهی آن در معرض آسیب جدی است. احیای این اثر، نیازمند تشکیل فوری یک کارگروه تخصصی برای نجاتبخشی و بازگرداندنِ حیات به کالبد آن است.
جمعبندی: مطالبه برای تغییر؛ فراتر از ثبتِ تشریفاتی
تجربه این پنج بنای تاریخی، یک واقعیت دوگانه را پیش روی ما میگذارد. از یک سو، «دبستان خیام» به ما نشان داد که ثبت ملی، اگر با اراده و پیگیری همراه باشد، میتواند فراتر از یک پلاک ثبتی عمل کند؛ این بنا با راهاندازی «موزه مدرسه» و تجهیز به فناوریهای پایدار (سلولهای خورشیدی)، به الگویی از احیای هویت و بهرهبرداریِ هوشمند تبدیل شده است. این یعنی «ثبت» میتواند موتور محرکِ حیاتِ دوباره باشد.
با این حال، همین نمونهی موفق نیز هشداری جدی به همراه دارد: حتی با وجودِ ثبت، اگر صیانت از «حریم» (Context) در برابر ساختوسازهای سنگین و توسعه بیرویه پیرامونی نادیده گرفته شود، بنا در محاصرهی بافتِ بیگانه، اصالتِ خود را از دست میدهد.
ما در تهران با یک فوریتِ تاریخی روبهرو هستیم و برای جلوگیری از خسارات جبرانناپذیر به هویت شهر، مطالبهی ما از نهادهای مسئول روشن است:
۱. سازماندهیِ شفافیتِ رسانهای: گزارشهای وضعیتِ این بناها نباید در بایگانیهای اداری خاک بخورد. ما نیازمند یک درگاهِ اطلاعرسانی عمومی و پویا هستیم که وضعیتِ دقیقِ هر بنا، مداخلاتِ انجام شده و گزارشهایِ پایشِ آن، همواره در دسترسِ شهروندان و متخصصان باشد.
۲. استقرارِ «نظامِ پایشِ مستقل و غیرسلیقهای»: نگهداری از ابنیه ثبتی نباید به ارادهی سلیقهای مالکان یا بهرهبرداران محدود شود. ما نیازمند یک نظارتِ دورهای، نظاممند و پاسخگو هستیم که در قبالِ کوچکترین آسیبهای کالبدی، نهادهای مسئول را پاسخگو نگه دارد.
۳. همافزایی با نهادهای مردمی (NGOها): نظارتِ رسمی باید با ظرفیتهای جامعه مدنی تکمیل شود. نهادهای مسئول باید سازوکاری تعریف کنند تا گروههای مردمنهاد و متخصصانِ حوزه معماری، به عنوان «چشمهایِ ناظر»، در فرآیند پایش و نظارتِ میدانی مشارکت داده شوند.
۴. گذار از حفاظتِ «بدنه» به حفاظت از «حریم»: تجربه خیام ثابت کرد که «ثبتِ نقطه» کافی نیست. حفاظت از حریم و پیوندِ بنا با بافتِ پیرامونش باید به عنوان یک اصلِ جداییناپذیر در پروندههای ثبتی لحاظ شود تا از خفگیِ کالبدی آثار جلوگیری شود.
۵. تدوینِ پیوستِ بهرهبرداری: هر اثرِ ثبتی باید دارای یک «طرحِ بهرهبرداریِ زنده» باشد. ثبت ملی نباید به معنای «توقفِ فعالیت» باشد، بلکه باید مسیرِ کاربریهایِ متناسب و اقتصادی را برای بقای اثر هموار کند.
سخن آخر اینکه؛ هویتِ تهران در میانِ همین آجرها و ستونها نهفته است. تداومِ «سکوتِ اداری» در برابرِ تخریب یا انزوایِ این بناها، خسارتی است که نسلهای آینده هرگز آن را نخواهند بخشید. زمانِ تغییر از «ثبتِ تشریفاتی» به «حفاظتِ مطالبهگرانه و شفاف» فرا رسیده است.
پیشنهاد مطالعه
بنای شماره 117: خانه برادران نیکنام
بنای شماره 119: بنای صندوق کاوه
میراث آریا: از نجات دبستان خیام تا افتتاح نخستین موزه مدرسه مدرن
💬 نظرات کاربران
📝 افزودن نظر جدید