این مقاله نخستین بار در نشست دیالکتیک و انطباق تاریخی در احیای میراث معماری مدرن".5آبان 1405 در دانشگاه هنر توسط دکتر سعید ایزدی به عنوان یک یاز به روزترین منابع معرفی معیار برای ارزیابی ابنیه مرمت شده معرفی شد. در انتهای این مقاله 10 معیاری که به نظر دکتر ایزدی معیارهای مناسبی برای ارزیابی ابنیه مرمت شده اند.موضوع شیوه برخورد با ابنیه که به فعالیت مجدد باز می گردند، شیوه مداخله در کالبد، نوع فعالیت بخشی بنا و ارزیابی وضعیت موجود نسبت به برنامه اقتصادی پیشبینی شده از جمله موارد مهمی ست که تا کنون مستندنگاری جدی در خصوص آن صورت نگرفته است. این در شرایطی ست که موج مرمت و فعالیت بخشی در ابنیه تهران افزایش یافته اما شاهد مداخلات نامناسب و غیر علمی در ابنیه (چه دارای معماری تاریخی چه مدرن) در فقدان دستورالعملهای مداخله، معیارهای اجرایی ارزشگذاری ابنیه و مستندنگاری هستیم.
۱ اطلاعات کتابشناختی و چکیده
عنوان مقاله: بهرهبرداری مجدد سازگارانه از بناهای میراثی؛ مرور نظاممند عوامل موفقیت (Adaptive reuse of heritage buildings; a systematic literature review of success factors)
نویسندگان: فاطمه وفایی (Fatemeh Vafaie)، نویسنده مسئول، هیلده رموی (Hilde Remøy) و وینسنت خرویس (Vincent Gruis) — گروه مدیریت محیط ساختهشده، دانشکده معماری و محیط ساختهشده، دانشگاه صنعتی دلفت (TU Delft)، هلند.
منبع انتشار: مجله Habitat International، جلد ۱۴۲، دسامبر ۲۰۲۳، شماره مقاله ۱۰۲۹26 (DOI: 10.1016/j.habitatint.2023.102926). مقاله بهصورت دسترسی آزاد (Open Access) با مجوز CC BY منتشر شده و نسخه برخط آن در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۳ در دسترس قرار گرفته است.
کلیدواژهها: بهرهبرداری مجدد سازگارانه (Adaptive reuse)، بنای میراثی (Heritage building)، عوامل موفقیت (Success factors)، تصمیمگیری (Decision making).
چکیده (ترجمه): بهرهبرداری مجدد سازگارانه اغلب با نتایج مطلوب همراه است، اما با پروژههایی نیز روبهرو هستیم که به نتایج دلخواه نرسیدهاند. شناخت اندکی درباره این موضوع وجود دارد که چرا برخی پروژهها موفق و برخی ناموفقاند، و حتی اینکه اصلاً «موفقیت» به چه معناست — بخشی به دلیل ملموسنبودن واژه «موفقیت» و تعاریف و هممعنیهای ناتمام آن. این پژوهش با مرور نظاممند ادبیات، به این پرسش پاسخ میدهد که «چه عواملی را میتوان برای سنجش موفقیت پروژههای بهرهبرداری مجدد سازگارانه از بناهای میراثی به کار گرفت؟» فرایند مرور بر اساس رهنمود PRISMA (شناسایی، غربالگری، واجد شرایطبودن و ورود) ساختاریافته شد؛ فرایند با ۷۳۱ مقاله آغاز شد و در نهایت ۷۲ مقاله در نتایج تحلیل شدند. عوامل موفقیت در ده دسته طبقهبندی شدند: معماری (کالبدی)، سازهای (فنی)، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطزیستی، انرژی، اصالت، حقوقی، مدیریتی و کارکردی.
۲ ۱. مقدمه
در چند دهه اخیر، بهرهبرداری مجدد سازگارانه (Adaptive reuse) از بناهای میراثی به رویکردی مهم در توسعه شهری پایدار تبدیل شده است؛ رویکردی که هم ارزشهای تاریخی و فرهنگی را حفظ میکند و هم از منابع و انرژی نهفته در کالبد موجود بهره میگیرد. با این حال، ادبیات این حوزه با مشکلی مفهومی روبهروست: ویلکینسون و همکاران (Wilkinson et al., 2014) فهرست بلندی از اصطلاحات همخانواده را برمیشمارند — بازسازی (Renovation)، نوسازی (Refurbishment)، تبدیل کاربری (Conversion)، دگرگونسازی (Transformation)، توانبخشی (Rehabilitation)، بازسازی (Restoration)، بازیافت (Recycling) و خود adaptive reuse. همین «آشفتگی ناخوشایند» (unhappy confusion) در اصطلاحات است که نخستینبار مارکوس (Markus, 1979) به آن اشاره کرد و هنوز هم پابرجاست.
مسئله مهمتر آن است که اگرچه بهرهبرداری مجدد سازگارانه معمولاً با پیامدهای خوبی همراه است، پروژههایی نیز وجود دارند که به نتایج مطلوب نرسیدهاند؛ در حالی که شناخت اندکی درباره علت موفقیت یا شکست پروژهها — و حتی درباره معنای دقیق «موفقیت» — وجود دارد. مقاله با تکیه بر این شکاف پژوهشی، مرور نظاممند ادبیات را با پرسش محوری زیر انجام میدهد: «چه عواملی را میتوان برای سنجش موفقیت پروژههای بهرهبرداری مجدد سازگارانه از بناهای میراثی به کار گرفت؟» پاسخ به این پرسش، مبنایی برای طراحی، ارزیابی و تصمیمگیری آگاهانهتر در پروژههای میراثی فراهم میکند.
۳ ۲. روششناسی: مرور نظاممند بر اساس PRISMA
این پژوهش روششناسی مرور نظاممند ادبیات (Systematic Literature Review) را برای بررسی، شناسایی و دستهبندی عوامل موفقیت پروژههای بهرهبرداری مجدد سازگارانه به کار گرفته و از رهنمودهای PRISMA (Preferred Reporting Items for Systematic Reviews and Meta-Analyses؛ Moher et al., 2009) پیروی کرده است. دامنه زمانی جستوجو با تکیه بر کتاب کانتاکوزینو (Cantacuzino, 1975) با عنوان New Uses for Old Buildings از سال ۱۹۷۵ تا ۱ ژانویه ۲۰۲۱ تعیین شد و جستوجو در دو پایگاه Scopus و Web of Science انجام گرفت.
|
کلیدواژه |
تعریف |
|
بهرهبرداری مجدد سازگارانه (Adaptive reuse) |
مبتنی بر واژههای «سازگاری» (Adaptation) و «بازاستفاده» (Reuse)؛ به تغییراتی اشاره دارد که هم مؤلفه کارکردی و هم مؤلفه کالبدی دارند. تغییر کارکرد لزوماً دگرگونی رادیکال نیست و میتواند ظریفتر باشد (Plevoets & Cleempoel, 2019). |
|
Adapt* (سازگاری) |
فرایندی شامل تغییر و افزودن (ICOMOS, 2010)؛ هر کار انجامشده بر بنا فراتر از نگهداشت معمول، برای تغییر ظرفیت و کارکرد آن، سازگاری نامیده میشود (Douglas, 2006). |
|
تبدیل کاربری (Conversion) |
راهبرد سازگارکردن بناهای متروکه و ازرخافتاده که کاربران خود را راضی نکرده یا دیگر استفاده نمیشوند، از طریق تغییر کارکرد؛ مانند تبدیل انبار کشاورزی به ملک مسکونی (Purwantiasning et al., 2013؛ Wilkinson et al., 2014). |
|
نوسازی (Renovation) |
«ارتقا و ترمیم بنای قدیمی به وضعیتی قابلقبول که ممکن است شامل کارهای تبدیل کاربری نیز باشد» (Douglas, 2006)؛ فرایند جایگزینی اجزا و لایههای منسوخ یا بازطراحی چیدمان فضایی داخلی (Jensen & Maslesa, 2015؛ Astmarsson et al., 2013). |
|
دگرگونسازی (Transformation) |
تبدیل بنای بلااستفاده یا کماستفاده به بنایی با کاربری جدید، با تأکید بر بازاستفاده از مصالح، مداخلات دگرگونکننده، تداوم فرهنگی، پیوندهای زمان و مکان و حفظ حافظه (Wong, 2016). |
جدول ۱ — تعاریف کلیدواژهها (ترجمه گزیدهای از تعاریف مقاله)
بر اساس Wong (2016)، «تغییر کاربری» (Change of use) در قلب بهرهبرداری مجدد سازگارانه قرار دارد و کارکردی جدید به بناهای بلااستفاده یا کماستفاده میدهد؛ در این پژوهش، «میراث» با qualifiersهای «ساختهشده» (built) و «معماری» (architectural) تعیین قید شده است (Harrison, 2013).
آمار گزینش مقالهها (PRISMA): ترکیب کلیدواژهها در پایگاههای Scopus و Web of Science در مجموع ۸۸۲ مقاله را شناسایی کرد؛ ۱۵۱ مقاله تکراری حذف شدند و بدین ترتیب شمار مقالهها پیش از آغاز فرایند مرور به ۷۳۱ رسید. در گام غربالگری، عنوان و چکیده هر مقاله بهترتیب بررسی و مقالاتی که در چکیده آنها واژگانی مانند success/successful، sustainability، efficient/efficiency، suitable، پیامدها یا معیارهای مثبت توسعه، و پارامترهای عملکرد بهرهبرداری مجدد سازگارانه آمده بود، انتخاب شدند؛ بدین ترتیب ۲۲۰ مقاله برای بررسی جامع متن کامل برگزیده شد و در پی اسکن دقیق این ۲۲۰ مقاله، ۷۲ مقاله در گزینش نهایی وارد تحلیل شدند (شکل ۲ مقاله).
۴ ۳. نتایج: ده بعد عوامل موفقیت
نتایج مرور نظاممند ۷۲ مقاله نهایی نشان میدهد عوامل موفقیت بهرهبرداری مجدد سازگارانه در ده بعد اصلی دستهبندی میشوند که در ادامه هر یک ترجمه و خلاصه شده است.
۴.۱ ۳.۱. عوامل معماری و کالبدی (Architectural/physical factors)
ویژگیهای کالبدی و معماری بنا — از جمله کیفیت فضاها، انعطافپذیری طرح، قابلیت تطبیق ساختمان با کاربری جدید و زیباییشناسی آن — از پرتکرارترین عوامل موفقیت در ادبیات مرورشدهاند. ارزش معماری بنا میتواند هم انگیزه بازکاربری باشد و هم عامل تعیینکننده کیفیت نتیجه نهایی.
۴.۲ ۳.۲. عوامل سازهای و فنی (Structural/technical factors)
وضعیت سازه، ظرفیت باربری، کیفیت مصالح و امکانات فنی بنا تعیین میکند که بنا تا چه اندازه میتواند بار کاربری جدید را تحمل کند. ارزیابی فنی پیش از تصمیمگیری، هزینهها و ریسکهای اجرایی را کاهش میدهد و از شکست پروژههای ناشی از نقصهای پنهان سازهای پیشگیری میکند.
۴.۳ ۳.۳. عوامل اجتماعی-فرهنگی (Socio-cultural factors)
مشارکت و پذیرش جامعه محلی، پیوند بنا با هویت و حافظه جمعی، و کارکردهای اجتماعی پروژه از عوامل کلیدی موفقیتاند. پروژههایی که نیازها و خواستههای مردم محلی را نادیده میگیرند، حتی با اصلاحات فنی مناسب نیز با مقاومت اجتماعی روبهرو میشوند.
۴.۴ ۳.۴. عوامل اقتصادی (Economic factors)
هزینههای خرید، نگهداشت و بهرهبرداری، منابع مالی، بازگشت سرمایه و تقاضای بازار برای کاربری جدید، عوامل اقتصادی موفقیت را شکل میدهند. تحلیل هزینه-فایده در مقایسه با گزینه تخریب و ساخت جدید، مبنای رایج تصمیمگیری اقتصادی در ادبیات مرورشده است.
۴.۵ ۳.۵. عوامل محیطزیستی (Environmental factors)
بهرهبرداری مجدد با حفظ کالبد موجود و کاهش تخریب، از هدررفت منابع و ضایعات ساختمانی میکاهد و اثرات زیستمحیطی توسعه را محدود میکند؛ همین مزیت، بخشی از منطق پایداری این رویکرد است.
۴.۶ ۳.۶. عوامل انرژی (Energy factors)
انرژی نهفته (Embodied energy) در سازه و مصالح بنا، بهبود عملکرد انرژی بنا پس از بازکاربری و رعایت استانداردهای بهرهوری انرژی از عوامل مؤثر بر موفقیت بلندمدت پروژهاند؛ تعادل میان حفاظت میراثی و ارتقای انرژی، از چالشهای اصلی این بعد است.
۴.۷ ۳.۷. عوامل اصالت و تاریخی (Authenticity/historical factors)
حفظ اصالت (Authenticity) و ارزش تاریخی بنا — شامل مواد اصیل، جزئیات تاریخی و روایت آن — معیاری بنیادین برای قضاوت درباره موفقیت بازکاربری میراثی است. مداخلات باید بهگونهای باشند که خوانایی تاریخی بنا و پیوند آن با گذشته را تقویت یا دستکم حفظ کنند.
۴.۸ ۳.۸. عوامل حقوقی (Legal factors)
عوامل حقوقی جنبهای اجتنابناپذیر از پروژههای بهرهبرداری مجدد سازگارانهاند؛ چرا که مقررات و محدودیتهای دولتی درباره ضوابط ساختمانی، ضوابط ایمنی در برابر آتشسوزی در میراث ساختهشده و قوانین لازم برای فراهمکردن محیطی ایمن و سالم برای کاربران را در بر میگیرند (Aigwi et al., 2020؛ Bullen & Love, 2011؛ Conejos et al., 2014؛ Shehata et al., 2015). قوانین ملی حفاظت و توافقنامههای بینالمللی نیز در این زمره قرار دارند. در بسیاری از موارد، قوانین و ضوابط صادرشده از سوی نهادهای دولتی میتواند بهعنوان مانعی در برابر بازکاربری سازگارانه عمل کند و رویهها را محدود سازد (Wilson, 2010؛ Lynch & Proverbs, 2020)؛ در مقابل، حکمرانی دموکراتیک و مشارکت فعال جوامع محلی در فرایند پیشنهادهای توسعه شهری میتواند به تعدیل این موانع حقوقی و تسهیل اجرای پروژههای بیشتر یاری رساند (Yung et al., 2014).
۴.۹ ۳.۹. عوامل مدیریت و تصمیمگیری (Management/decision-making factors)
هنگام تصمیمگیری درباره میراث ساختهشده، لحاظکردن پارامترهای گوناگون امری حیاتی است. یکی از گامهای اساسی، تدوین طرح مدیریت میراث (Heritage Management Plan) پس از مشورت با ذینفعان مختلف است (Jonas, 2006؛ Heritage Lottery Fund, 2009؛ Lombardi et al., 2015). ایجاد مشارکتی کارآمد میان ذینفعان، مردم محلی و بهرهبرداران از اصول بنیادین موفقیت پروژههای بازکاربری است (Aas et al., 2005؛ Ho & Hou, 2019) و Worthing & Bond (2008) بر نقش کلیدی مدیریت مؤثر در تضمین بهرهبرداری موفق از املاک تاریخی تأکید میکنند.
۴.۱۰ ۳.۱۰. عوامل کارکردی (Functional factors)
موفقیت پروژه بازکاربری سازگارانه بهطور مستقیم با میزان موفقیت کاربری جدید آن سنجیده میشود (Shehata et al., 2015). کارکرد جدید باید با کاربری اولیه بنا و نیز با شکل ظاهری و شخصیت تاریخی آن سازگار باشد (Abdullah et al., 2017؛ Mısırlısoy & Günçe, 2016b؛ Djebbour & Biara, 2019). از آنجا که بناها بدون حضور انسان معنای چندانی ندارند، جلب مشارکت کاربران از طریق تعریف کارکردهای تازه و پویا برای پاسخگویی به نیازها، آرزوها و رضایت مخاطبان ضروری است (Elzeyadi, 2002؛ Bullen & Love, 2011؛ Yildirim, 2012).
۵ ۴. بحث و گفتگو
۵.۱ ۴.۱. پایداری، بازکاربری سازگارانه و معیارهای تصمیمگیری
پایداری معمولاً بهصورت «برآوردن نیازهای نسل کنونی، بیآنکه توان نسلهای آینده برای برآوردن نیازهای خود به خطر افتد» تعریف میشود (WCED, 1987). بهرهبرداری مجدد سازگارانه میتواند هم به جامعه محلی و هم به کالبد موجود سود برساند و ابعاد اجتماعی-اقتصادی، زیستمحیطی و فرهنگی توسعه پایدار را تقویت کند (Passerini & Marchettini, 2018). انتخاب سنجیده رویکرد بازکاربری نیز محرکی برای دستیابی به محیط ساختهشده پایدار است (Dyson et al., 2016). بااینحال، Djebbour & Biara (2020) تأکید میکنند که تحقق موفقیت مستلزم رعایت دقیق معیارهای پایداری است و مقاله حاضر نشان میدهد عوامل موفقیت از سه بُعد متعارف پایداری فراتر میروند.
دو مدل تصمیمگیری مرتبط با این حوزه، adaptSTAR و ARP (Adaptive Reuse Potential؛ پتانسیل بهرهبرداری مجدد سازگارانه) هستند. adaptSTAR چکلیستی وزندار از راهبردهای طراحی برای ارزیابی پروژههای بازکاربری فراهم میکند؛ ARP نیز به سنجش پتانسیل پروژه از منظرهایی چون ابعاد کالبدی، اقتصادی، کارکردی، فناورانه، اجتماعی، حقوقی و سیاسی کمک میکند (Conejos et al., 2014, 2015). این ابزارها میتوانند ارزیابی نظاممند گزینهها را در مرحله تصمیمگیری پشتیبانی کنند.
۵.۲ ۴.۲. دستهبندی عوامل موفقیت
عوامل شناساییشده را میتوان در سه گروه جای داد: عوامل مفهومی (Conceptual) که به ارزشهای میراثی، ابعاد اجتماعی-فرهنگی و اصالت مربوطاند؛ عوامل عملیاتی (Operational) که معیارهای طراحی و برنامهریزی و ابعاد معماری-کالبدی، سازهای-فنی، اقتصادی، حقوقی و انرژی را در بر میگیرند؛ و عوامل ترکیبی (Hybrid) که در مرز مفهوم و عمل قرار دارند، مانند عوامل کارکردی و محیطی. از این منظر، موفقیت بازکاربری حاصل پیوند عناصر ملموس و ناملموس و معیارهای کیفی و کمّی است.
۶ ۵. نتیجهگیری و پژوهشهای آتی
این پژوهش با مرور نظاممند ادبیات در پایگاههای Scopus و Web of Science به این پرسش پرداخت که چه عواملی موفقیت پروژههای بهرهبرداری مجدد سازگارانه از بناهای میراثی را شکل میدهند. بر پایه تحلیل ۷۲ مقاله، عوامل در ده بُعد معماری، سازهای، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطزیستی، انرژی، اصالت، حقوقی، مدیریتی و کارکردی طبقهبندی شدند.
یافتهها نشان میدهند پروژههای موفق میتوانند با اهداف توسعه پایدار همپوشانی داشته باشند، اما ارزیابی موفقیت در بازکاربری به معیارهای پایداری محدود نمیشود. بنابراین، ارزیابی و برنامهریزی جامع باید هم ارزش میراث و کارکرد بنا را در نظر گیرد و هم شرایط اجتماعی، اقتصادی، فنی، حقوقی و مدیریتی پروژه را بسنجد. مدلهای تصمیمگیری و برنامهریزی میتوانند طراحان و مدیران شهری را در ارزیابی پیشینی گزینهها و ارتقای کیفیت تصمیمگیری یاری کنند.
پژوهشهای آتی: نویسندگان پیشنهاد میکنند عوامل موفقیت نظریِ شناساییشده در نمونههای واقعی و در عمل ارزیابی شوند. تحلیل مطالعات موردی با استفاده از این عوامل و ترکیب شواهد نظری و عملی میتواند به تثبیت چارچوبی برای بهبود تصمیمگیری در بهرهبرداری مجدد سازگارانه از بناهای میراثی کمک کند.
بیانیهها: سهم نویسندگان در مرور نظاممند، نگارش پیشنویس، ویرایش و نظارت علمی در بیانیه نویسندگان مقاله مشخص شده است. نویسندگان اعلام کردهاند منافع مالی رقابتی یا روابط شخصی مؤثری وجود نداشته است. همچنین از کتابخانه دانشگاه صنعتی دلفت برای دسترسی به منابع قدردانی شده است.
.jpg)
معیارهای منتخب دکتر ایزدی (در تصویر فکتور محیط زیستی به اشتباه اقتصادی نوشته شده است)
۷ منابع
Vafaie, F., Remøy, H., & Gruis, V. (2023). Adaptive reuse of heritage buildings; a systematic literature review of success factors. Habitat International, 142, 102926. ترجمه بر اساس فایل مقاله پیوست، صفحات ۱ تا ۱۵؛ برای جزئیات کامل جدولها و فهرست منابع به متن اصلی مراجعه شود.
💬 نظرات کاربران
📝 افزودن نظر جدید